تبليغاتX
چرند و پرند





















چرند و پرند

...هرچـه می خواهد دل تنگم میگویم

Blue Rose Is My LoVe

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 13:3 توسط محمود خان

دﻟـم كــﻪ ﮔــﺮﻓـﺘـﻪ ﺑـﺎﺷـــﺪ ...

                         ﺑﺎ ﺻﺪاﯼ دﺳــﺘـﻔــﺮوش دوره ﮔﺮد ﻫﻢ ﮔــﺮﯾــﻪ ﻣﯽ كنم، 

                                                ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑــﻪ مرور خاطرات بـا تــو بودنـــم...

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 1:24 توسط محمود خان|

میام که باز دستات رفیق دستام شه

امشب تو هم مثل خودم چه بی تابی...

 از شوق این دیدار اصلا نمی خوابی...

از این ور جاده تا اون ور جاده...

 میام آخه چشمات وعده بهم داده...

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 17:13 توسط محمود خان|

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورم رو به هم می زنه

مرد برای هضم دلتنگی هاش

گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم

نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم

یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

یک ماجرای تلخ ناگزیرم

یک کهکشونم ولی بی ستاره

یک قهوه که هرچی شکر بریزی

بازم همون تلخی ناب رو داره

اگر یکی باشه من رو بفهمه

براش غرورم رو به هم می زنم

گریه که سهله ، زیر چتر شونش

تا آخر دنیا قدم می زنم

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم

گریه غرورم رو به هم می زنه

مرد برای هضم دلتنگی هاش

گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم

نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم

یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 3:53 توسط محمود خان|

تازه داشتم سر میذاشتم
روی شونه هات که رفتی

تازه داشتم گل میکاشتم

روی گونه هات که رفتی

تازه داشتم با نگات جون میگرفتم

کام دل از چرخ گردون میگرفتم

تازه داشتم به امید مهربونیت

غصه از دل پریشون میگرفتم

تازه داشتی گل میگفتی

غصه هامو میشنفتی
شک نداشتم میگی آخر
توهم از چشام میافتی

نکنه رسیده اونروز

که نگاه ازم بگیری
واسه قربونی چشمات
زندگیمو نپذیری

کاشکی همدمم تو بودی

توی این خلوت خونه
بتو راز دل میگفتم
با زبونی عاشقونه

تو یه شبنمی که هر صبح

میاره هوای تازه
زندگی ناسازه اما
توبخوای بامن میسازه

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 3:36 توسط محمود خان|

من مثل یه پروانه ، همش دورو برت بودم

مثه سایَت تو تنهاییت، همش پشت سرت بودم

به آتیش می کشم هرجا ، که میبینم ازم دوری

هنوز پشت سرت هستم ، مثه سابق همونجوری

از این دنیای بی احساس ، یه روز حقتو میگیریم

چه فایده وقتی میدونم ، یه روز از یاده تو میرم

هنوزم مثل اون روزا ، هواتو دارم و بازم

امیدی که بهت دارم ، به این زودی نمی بازم

نمی بازم..

 

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 3:1 توسط محمود خان|

 

 

آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم

 آن سر و آن سیما و آن بالای رعنا را ببینم

نقش رویای مرا، در چشم مشتاقم بخوانی 

 تا در آن چشمان جادو، نقش رویا را ببینم

قصه ها گفتم به سودای تو، با همصحبتانت 

 تا نهان از چشم ها، آن روی زیبا را ببینم

پیش پای خویش را آسان نمی بینم، کجایی؟ 

 ای چراغ زندگی، تا عرش اعلی را ببینم

با من وحشی، نمی دانم چه کردی، کاین زمان من

بهر دیدار تو، خواهم جمله دنیا را ببینم

دیدن روی توام بس نیست، کی باشد که یک دم 

 ای سراپایم فدایت، آن سراپا را ببینم؟....

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 19:57 توسط محمود خان|

- رفتم مغازه میگم : آقا مرگ موش میخوام ٬ میگه برای موشهای خونه تون میخوای؟؟  پ نه پ میخوام بریزم تو خورشت خوش رنگ بشه .

- با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

- رفتم بلیط کانادا بگیرم ٬ زنه میگه: سیاحتیه؟ پ نه پ زیارتیه ٬ میخوام برم امازاده سید ریچارد!

-سوار تاکسی شدم٬یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود٬میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه: اذیتتون میکنه؟ پ نه پ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره؟؟؟

- رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف میکنم!طرف برداشته میگه: فاتحه است دیگه نه؟ پ نه پ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن میگیریم .!

- رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه ۲ تا کتاب برداشتم اوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه٬ میگه : میخوای ببریشون؟ پ نه پ اومدم بهت توصیه کنم بخونی٬ میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا!

- سر امتحان برگه تقلبم رو در اوردم دارم مینویسم مراقبه دیده میگه تقلبه؟ میگم: پ نه پ دعای ابو حمزه ثمالیه!

- رفتم بچه خواهرمو از مهد کودک بیارم٬ مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟ پ نه پ همین جا میخورم !

- رفتم آزمایش ادرار٬ یارو میگه: ادراره؟ میگم: پ نه پ سکنجبینه٬ برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم !

- کمرم درد میکنه٬ یه پارچه بستم بهش.داداشم میگه کمرت درد میکنه؟ پ نه پ میخوام ادای داداش کایکو رو در بیارم!

- داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم٬اومده میگه جدی حال میده؟ میگم: پ نه پ ! اسکولیم! عذاب داره ٬ اما میخوایم تهذیب نفس کنیم !

- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه٬یارو زده به شیشه میگه: اقا شما هم میخوای گاز بزنی؟میگم:  پ نه پ میخوام لیس بزنم!

- رفتم بانک پول بگیرم کارمنده میگه: پول رو میبرین؟میگم: پ نه پ میخوام وایستم اینجا هر کس رقصید واسش شاباش بدم!

- با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایستاده بود٬مصف ۴۰ متری٬نوبتم شده٬ یارو میگه: نون میخوای؟ پ نه پ الان قطار بازی میکردیم٬واگن اخر هم بودیم!

- تو خیابون موتور اومد کیفمو قاپید٬یارو میپرسه: دزد بود؟پ نه پ رفیقم بود٬اومده بود امانتیش رو پس بگیره٬فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

- رفتم نوشابه بخرم٬به یارو میگم: این که تاریخش مال دو سال پیشه. میگه: یعنی فاسد شده؟ پ نه پ مونده جا افتاده!

- دارم از گرما میمیرم٬خودمو مثل چی دارم باد میزنم.بابام میاد میگه:چیه؟ گرمته؟؟ پ نه پ دارم حداکثر سرعت چرخش موچمو اندازه میگیرم!

- تو دستشویی به خواهرم میگم: آفتابه رو میدی؟میگه: میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بزارم تو یخچال!

- به راننده میگم:آقا اگه میشه یه کم سریعتر.الان هواپیما میپره. میگه: به سلامتی مسافرین؟پ نه پ فندک هواپیما پیشم جا مونده. میرم بدم به راننده اش!

- رفتم بالای برج میخوام خودمو بندازم پایین٬یارو میگه: میخوای خودکشی کنی؟میگم: پ نه پ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر  میشه به جای پروژه بدم دانشگاه!

- رفیقم میگه: اگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه؟پ نه پ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه!

- رفتم سم بخرم واسه سوسک٬یارو میگه: میخواین سریع بمیره؟پ نه پ میخوام شکنجه اش کنم٬ ازش اعتراف بگیرم!

- دم دستشویی عمومی وایستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون.  اومده بیرون میبینه دارم پیچ و تاب میخورم٬میگه: دستشویی داری؟میگم: پ نه پ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

- رفتم رستوران میگم دو تا جوجه لطفا٬میگه:جوجه کباب؟ پ نه پ از این جوجه رنگیا٬ یکی قرمز بدین٬یه سبز!

- به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه:گرفتم وصل کنم؟ پ نه پ ٬فوت کن٬قطع کن!

- زنگ زدم ۱۱۵٬میگه: آمبولانس میخواین قربان؟پ نه پ ٬یه پلیس ۱۱۰ میخوام٬بقیه اش رو هم ادامس بدین!

- به مامانم میگم: من میرم کارواش. میگه: ماشینم میبری؟ پ نه پ دارم میرم اونجا دوش بگیرم!

- یارو اومده میبینه همکارم توی اتاق نیست. باز میپرسه:خانوم فلانی نیست؟پ نه پ هست. افتاده پشت اون کمد.با خط کش بزن دربیاد!

- مگس کش دستمه.مامانم میگه:میخوای مگس ها رو بکشی؟پ نه پ میخوام رهبری ارکسترشونو بکنم ٬سمفونی بتهوون بزنن!

- حواسم نبود٬با صورت رفتم تو در. میگه:ندیدیش؟میگم: پ نه  پ. من دارکوبم ٬میخوام با منقار یه سوراخ درست کنم برم تو!

- رفتم دکتر میگم:دو روزه بدنم خیلی درد میکنه. بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه:میخوای برات دارو بنویسم؟ میگم: پ نه پ برام دعا کن تا خوب بشم!

- زنگ زدم به مامانم. میگم: بیا ماما منو گرفتن. میگه:خاک تو سرم. گشت ارشاد؟میگم: پ نه پ مرکز نخبگان ایران!

- میگه امتحان چی داری؟ میگم: وصایا... میگه: وصایای امام؟ پ نه پ وصایای الیزابت تیلور!

- سوار تاکسیم٬میگم: آقا نگه دارید. میگه: پیاده میشی؟ پ نه پ میخوام باد لاستیکها رو چک کنم!

- با گل رفتم بیمارستان٬نگهبان میگه:برای مریضتون گل آوردین.؟ میگم: پ نه پ اومدم خواستگاری تو با اون سیبیلهات!

- کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد از سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده ٬ پیغام داده:آیا مطمئن هستید که میخواهید این ویروس را حذف کنید؟ پ نه پ میخوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه٬ بشه عصای دستم!

- دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم٬به مامانم میگم: دستمال بیخودی داری؟میگه: میخوای موتورتو تمیز کنی؟ پ نه پ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم!

- طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه: اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟؟؟؟پ نه پ یاکریمه!یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!

- داشتم تلویزیون میدیدم٬مادربزرگم اومده کانالو عوض کرده.میگه:داشتی میدیدی؟پ نه پ داشتم گرمش میکردم شما بیای ببینی!

- رفتم واسه استخدام.یارو میگه:اومدی واسه استخدام؟پ نه پ اومدم ببینم کی استخدام میشه ازش شیرینی بگیرم!

- میگم:بابا تصمیممو گرفتم.میخوام زن بگیرم!میگه:میشناسیش؟میگم:آره.میگه:مجرده؟پ نه پ منتظرم شوهرش رضایت نامه اش رو امضا کنه برم خواستگاری!

- با دوستم رفتیم تو یه مغازه شلوغ که عسل طبیعی میفروشه.نوبت ما که میشه طرف میگه:شما هم عسل میخواین؟پ نه پ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!

- دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه:شما سوال داری؟ پ نه پ خواستم خطوط کف دستمو نشون بدم فالمو بگیری!

- رفتم پیژامه از تو کمد برداشتم پوشیدم. بابا میگه:از کمد برداشتی؟ پ نه پ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم!

- میگم آقا شهید همت کجاست؟میگه:بزرگراه شهید همت؟میگم:پ نه پ میخواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده ای رو از نگرانی دربیارم!

- به استاد میگم:لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم. میگه:نمره میخوای؟ پ نه پ نظر شما رو درمورد مقدار ونوع خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 13:1 توسط محمود خان|

آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

  و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 15:17 توسط محمود خان|

اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 22:36 توسط محمود خان|

 

آهنگ بسیار زیبای احسان خواجه امیری به نام شب سرمه

 

کـجــــای ایـن شب غـریـبـــم ؟
کـجـــای ایـن کـرانه ی کـبــود ؟
کجــای ایــن شبی که از ازل
چـراغ مـاه قـسـمــتـش نـبـــود
کـجــای ایـن همـیشه ابریـــم ؟
کـه آسمان نشــان نمی دهــد
به گـریه میرسـم ولی سـکوت
به گـریه هـــم امان نمـی دهـد
کجای این شبم که مـی کشـد
هوای گــریـه ام بـه نــا کـجــــا
از ایــن خـرابـیــم کـــه می برد
به خانه ای که نـیست ای خدا
کـسـی نـمـانـده پا به پای مـن
اگر غمی که خانه زاد تـوســت
اگـر صـدای سـرمـه ریــز مــــن
که شعر سر به مهر یاد توست

.....

....

..

.
 

 
نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 21:42 توسط محمود خان|

با نگرش به آنچه که آمد، شگفتی بزرگیست که در بیست میلیون واژههای پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سینهای نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگیها نباشد - اگر چه با بندواژهٔ «س» هم آغاز شده باشد - نمیتوان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگیها را دارا هستند:
  1. سیر : نماد اهورامزدا
  2. سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن، باروری و پرستاری است.(اسفند)
  3. سبزی:نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.
  4. سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.
  5. سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و جاودانگی است.
  6. سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.
  7. سماق: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)
نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 10:21 توسط محمود خان|


آخرين مطالب
» Blue RoSe
»
» دارم میام پیشت...
» گریه
» راز
» امیدی که نمی بازم...
» ای چراغ زندگی...
» پـَـَـ نــه پـَـَــــ
» آنقدر دوستت دارم...
» راهب

Design By : RoozGozar.com